نقره خلاقیت خلاقیت قانونی سینمایی نمایندگان مجلس

نقره: خلاقیت خلاقیت قانونی سینمایی نمایندگان مجلس اخبار فرهنگی و هنری

گت بلاگز اخبار حوادث ماجرای زنی که شوهرش را دودستی به دوست دوران دبیرستانش تقدیم کرد

روزنامه کشور عزیزمان ایران نوشت:«شیدا» با دختر خردسالش جهت مشاوره آمده بود. زنی جوان و خوش صورت بود ولی درعمق چشمانش به سادگی می شد غم بزرگی را دید. آرام روی ص

ماجرای زنی که شوهرش را دودستی به دوست دوران دبیرستانش تقدیم کرد

عبارات مهم : زندگی

روزنامه کشور عزیزمان ایران نوشت:«شیدا» با دختر خردسالش جهت مشاوره آمده بود. زنی جوان و خوش صورت بود ولی درعمق چشمانش به سادگی می شد غم بزرگی را دید. آرام روی صندلی نشست و دخترش را نیز در آغوش گرفت. در حالی که موهای خرمایی رنگ فرزند خردسالش را نوازش می کرد بدون هیچ مقدمه ای شروع به صحبت کرد.

او گفت: «من چوب اعتماد بیش از حدم به آدم ها را خورده و تاوان سنگینی پرداخته ام. دلم نمی خواهد این اشتباه من، دخترم را نیزبه دردسر بیندازد. راستش بدبختی من از یک سال پیش شروع شد. همان روزی که «پریسا»، عالی ترین دوست دوران دبیرستانم را در یک مرکز خرید دیدم. سال ها از هم خبر نداشتیم.آنقدر هیجان زده بودیم که بی خیال خرید شدیم و ساعت ها در یک رستوران دنج از گذشته و زندگی مان صحبت کردیم.

ماجرای زنی که شوهرش را دودستی به دوست دوران دبیرستانش تقدیم کرد

«پریسا» به تازگی از همسرش جدا شده است بود و از نظر معنوی به هم ریخته و افسرده بود. هنگامی که از هم خداحافظی کردیم طوری تحت تأثیر داستان زندگی اش بودم که حتی یک لحظه نمی توانستم از فکرش بیرون بیایم.

می خواستم کاری کنم که هرطورشده خوش حالی به زندگی اش برگردد. به همین علت رفت و آمدم را با او زیاد کردم. روزها که شوهرم سرکار می رفت او به منزل ما می آمد و دور هم بودیم. این شرایط ادامه داشت تا اینکه آخر کاری که مدت ها دنبالش بودم برایم فراهم شد. شوهرم مخالف بود و می گفت دخترمان ضربه می خورد. ولی هر طور بود متقاعدش کردم که اجازه دهد به خاطرعشق وعلاقه ام کار کنم. از طرفی با «پریسا» صحبت کردم و قرار شد او روزها به منزل ما بیاید و مراقب دخترم باشد.

روزنامه کشور عزیزمان ایران نوشت:«شیدا» با دختر خردسالش جهت مشاوره آمده بود. زنی جوان و خوش صورت بود ولی درعمق چشمانش به سادگی می شد غم بزرگی را دید. آرام روی ص

همه شرایط عالی بود. خیالم از بابت دخترم که راحت شد بیشتردرمحل کار می ماندم. زیاد شب ها بعد از شوهرم به منزل می رسیدم ولی چون از او و «پریسا» مطمئن بودم و مانند چشمانم اعتماد داشتم هرگز تصور هیچ اتفاق بدی جهت زندگی ام نداشتم. چند ماهی گذشت تا اینکه یک روز مادرشوهرم تماس گرفت و گفت حال دخترم خوب نیست و خودم را به منزل برسانم. هنگامی که از او سراغ «پریسا» را گرفتم، تازه فهمیدم چه کلاه بزرگی سرم رفته هست. مادر شوهرم گفت: «این چند ماه هر روز صبح «مهدی»، دخترت را به منزل ما می آورد و عصر او را می برد. «پریسا» را من خیلی وقت است ندیدم.»

وقتی این حرف ها از دهان مادرشوهرم بیرون می آمد انگار یک سطل آب سرد روی سرم خالی کرده بودند.

لحظه ای تعلل نکردم و بسرعت به منزل رفتم که «پریسا» را در خودروی همسرم دیدم. رابطه آنها صمیمی تر از یک همسران بود. هنگامی که آن صحنه را دیدم حتی نمی خواستم صدایشان را دوباره بشنوم.

ماجرای زنی که شوهرش را دودستی به دوست دوران دبیرستانش تقدیم کرد

آنها به اعتماد من خیانت کرده بودند. «پریسا» تلاش داشت آن صحنه را توجیه کند ولی من نگذاشتم حرفی بزند و وسایل خودم و دخترم را برداشتم و به منزل پدرم رفتم. بعدها فهمیدم آنها از همان ماه های اول با هم رابــــــــــــــــطه داشتند و من با خوش خیالی ماه ها به جای زندگی ام، خرج خوشگذرانی های آنها را می دادم. بعد از این اتفاق دادخواست طلاق دادم و حضانت دخترم را هم گرفتم. ولی با اینکه مدتی از آن عنوان گذشته و هر کاری جهت پر کردن خلأ همسرم کرده ام ولی دختر 4 ساله ام هر روز گوشه گیرتر می شود. به تــــــــــــــــــازگی هم شب ادراری گرفته و همین نگرانم کرده هست. نمی دانم که اگر این شرایط ادامه پیدا کند چه بلایی سرش می آید. من تاوان اعتماد بیجایم را داده ام ولی نمی خواهم دخترم هم قربانی شود….»

هر فردی را به حریم شخصی مان وارد نکنیم

روزنامه کشور عزیزمان ایران نوشت:«شیدا» با دختر خردسالش جهت مشاوره آمده بود. زنی جوان و خوش صورت بود ولی درعمق چشمانش به سادگی می شد غم بزرگی را دید. آرام روی ص

کارشناس «مرکز مشاوره آرامش» وابسته به پلیس اصفهان دراین باره گفت: «توجه یکی از ارکان مهم رابطه هست. اگر این توجه به حد کافی نباشد، نیاز طرفین را برطرف نکرده و هر شخصی با هر میزان اعتقادی امکان اشتباه دارد. اینکه هر شخصی براساس باورهای غلط خود و قضاوت های خوش بینانه فکر کند که مورد خیانت واقع نمی شود اشتباه محض کرده هست. اشتباه بعدی این است که فکر کند در این شرایط باید میدان را خالی کند. باید توجه داشت که درچنین شرایطی کودکان قربانیان اشتباه ها و اشتباهات والدین هستند.

چرا که هر شریک خیانت دیده توان حل مسأله و مهارت پرورش کودک را ندارد لیکن خود نیازمند کمک هست. از طرفی باید توجه داشت افرادی که از نظر عاطفی شکست خورده اند را باید با رعایت نکات خاصی به حریم شخصی مان وارد کنیم. توصیه دیگر رفت و آمد با کسانی است که قید و بند های اخلاقی را رعایت نمی کنند. به علت اینکه کودکان در دوران رشد و تقلید کردن از دیگران هستند اشتباهی بزرگ است.

ماجرای زنی که شوهرش را دودستی به دوست دوران دبیرستانش تقدیم کرد

در این پرونده آنچه جهت دختر خردسال خانواده پیش آمده تبعات از هم گسیختگی کانون خانواده هست. نبود مادر یا پدر باعث اضطراب و استرس کودکان شده است و دغدغه فکری بزرگی برایشان ایجاد می کند.»

واژه های کلیدی: زندگی | اعتماد | اشتباهی بزرگ | اخبار حوادث


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs